الان سر سفره نهار بودیم باخانواده

برایه بابام اس ام اس اومد چشاش خوب نمیبینه

داد به من گفت پسر بخون ببینم چی نوشته

منم اومدم خودم و لوس کنم گفتم نوشته عزیزم

سرراهت داری میای یه

مای بیبی هم برا بچه بگیر بوس بوس

عاقا تا ما اینو گفتیم مامانمون با کفگیر کوبید تو صورت بابام..

بابامم نامردی نکرد دیسه برنج کوبید تو سرش

یعنی یه دعوایی راه افتاد که نگو ونپرس

الان رفت عینکش و آورد شماره طرفه بخونه ببینه کی بوده اس داده

من فرار کردم الان از تو پارک دارم براتون پست میزارم عجب هوایه گرمه