1105-بخندین :)
همیشه آرزوم این بود مخاطب خاصم بهم خیانت کنه و عکساشو بندازم تو شومینه بسوزه ولی خوب اولا که عکساشو ندارم ، دوما من اصلا مخاطب خاص ندارم و سوما هم بین خودمون بمونه ، شومینه هم نداریم !
لامصب اونقدی که تو کارای من گره هست تو فرش شفقی تبریز نیست !
اون زمونا که از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روز خواستم یه شیشه که اضافه اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده و جا نمیشه ؛ درش آوردم یکَمِش رو خوردم دوباره گذاشتم و در کمال تعجب دیدم که نه ، بازم جا نمیشه !
اگه یه روز یکیو تو خیابون دیدید که عینک آفتابی زده و هدفون تو گوشش داشت یقین کنید که اون من نیستم چون هر روز یکیشو یادم میره با خودم بیارم !
ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﺟﺒﺎﺭ و اکراه و عدم میل قلبی و سایر موارد موجود ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩ فقط و فقط به خاطر اینکه ﺧﻔﻪ ﺷﻦ !
+ نوشته شده در جمعه سوم آبان ۱۳۹۲ ساعت 0:40 توسط نـــفس
|