غضنفر با خدا قهر مي كنه مي خواد نامه بنويسه اول نامش مي نويسه به نام بعضيا!

...................

غضنفر داشته تو عروسي مي خونده: مي خوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم… همون موقع کميته مي ريزه بگيرتش. غضنفر ادامه مي ده: اون گلي پرپرتو نثار رهبر کنم!!! 

..................

غضنفرميره نماز جمعه، جو مي گيرتش، موج مکزيکي مياد! 

.................

یه روز از غضنفر می پرسن آزادی بلند تره یا برج میلاد میگه آزادی؛ دوباره می پرسن می گه آزادی میگن چرا می‌گه چون آزادی پاهاش و باز کرده اگر ببنده بلندتره.