شب امتحان خوابگاه دخترا :
چهار بار دوره کردم ..میفهمی چهاربار.. نتونستم دوره پنجمو بزنم!
مهناز جون اون کتابو بده به من(صدای هق هق و گریه)

شب امتحان خوابگاه پسرا:
( ساعت ۲ نیمه شب همراه با دود قلیون ) بوزینه مگه بهت نمیگم رد بده! شاهش دست من بود!!......

 ..............................................................................................................

سره میزه شام گوشیم زنگ خورد اومدم رد بدم اشتباهی زدم رو بلندگو...دوست دخترم:سلام عزیزم...مامانم:ای کوفت ورپریده...بابام:معلومه چه کوفتیه اینکه تو اینجوری اسیرش شدی۳۰ سال بامامانت زندگی کردم یه بار اینطوری بهم سلام نکرد...برادر بزرگم:جووووووووووون خواهر نداره؟