348-زعفرانیه
امروز صبح کنار خیابون وایساده بودمیه پسره اومد با جنسیس جلوی پام ترمز زد گفت ببخشید میخوام برم زعفرانیه
منم گفتم کار خوبی میکنی... جای خیلی خوبیه...
برو به امید خدا:)
دیگه از خنده نمیتونست حرکت کنه:))))
با دوس پسرم داشتیم از خیابون رد میشدیم ، عینک دودی زده بود. گشت اومد گفت اقاچه نسبتی با شما دارن؟
.
.
...
.
.
.
.
منم گفتم : اقا کور هستن دارم از خیابون ردش می کنم.
کصافط باهام کات کرد!!
منم گفتم کار خوبی میکنی... جای خیلی خوبیه...
برو به امید خدا:)
دیگه از خنده نمیتونست حرکت کنه:))))
با دوس پسرم داشتیم از خیابون رد میشدیم ، عینک دودی زده بود. گشت اومد گفت اقاچه نسبتی با شما دارن؟
.
.
...
.
.
.
.
منم گفتم : اقا کور هستن دارم از خیابون ردش می کنم.
کصافط باهام کات کرد!!
تازه کلی هم پیش ماموره بهم فش داد!
ماموره مونده بود بخنده یا بگیره
توسط: ....
+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 13:1 توسط اَمیــــر
|