349-کشتی
آقا ما یک فروند برادر داریم که با بالش کشتی میگیره شکست میخوره ، تازه بعضی وقتا مصدومم میشه … تازه بعد شکست خوردنشم باید یه دوره ریکاوری براش بزاری !در این حد حرفه ایه !!!
بعضـــی ها
شبــــا با موهای عشقشون بازی میــــکنن تا خوابشـــون ببـــره...
.
.
. .
.
.
.
... .
بعضـــی ها هـــم مث من با چراغ قوه ی موبایلـشــــــون
نـور میندازن تو چشــم پشــه ها !:|
تا خابشون بياد ك نمياد كيصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصافط
بعضـــی ها
شبــــا با موهای عشقشون بازی میــــکنن تا خوابشـــون ببـــره...
.
.
. .
.
.
.
... .
بعضـــی ها هـــم مث من با چراغ قوه ی موبایلـشــــــون
نـور میندازن تو چشــم پشــه ها !:|
تا خابشون بياد ك نمياد كيصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصافط
باس يه دونه از همين پشه چش مشكيا رو تور كنـــــــــم =))))))))))))))))
اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون…بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت….گفتم منم همینطور….گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حمتاً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم
+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 13:17 توسط اَمیــــر
|