402-بخنددیگه:)
به پسر داییم میگم اون آفتابه رو آب کن...
میگم میخوای بری دستشویی؟
گفتم پــ نــ پــ میخوام بذارم تو دستشویی ظهر نوش جونت کنی!!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با دوستامون رفتیم استخر غریق نجاته میپرسه برای شنا اومدین ؟
گفتم پــــــ ن پــــــ
املاح معدنی هستیم اومدیم تو آب حل شیم مردم استفاده ببرن ازمون ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
|
به خانومه میگم چند درصد دعا ها مستجاب میشه ؟ میگه50% .. میگم از کجا فهمیدی ؟ میگه از خدا خواستم شوهرم خرپول باشه.... خر هست اما پول نداره ! | |||||||
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی از فانتزیام اینه که
یه رشته دانشگاهی تاسیس کنم به اسم فیسبوک شناسی ! :| ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به بابام میگم خوب ماهی 40 هزار تومن یارانه ی من ُ می خوری به روی خودتم نمیاریااااااا :) برگشته میگه حاضرم ماهی 400 تومن بدم ریختتو نبینم من:| بابام:)))) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یکی از فانتزیام اینه این مخترع کلمه ی فانتزیو ببینم و ازش به خاطر این که موجبات شادی و تفریح ما را فراهم کرده تشکر کنم بعد برم تو افق محوم نشم !
شاید بپرسید این رشته شامل چه مباحثی میشه ؟!
سوال به جایی بود :D
باید گفت تو این رشته به یه سری از شما ها آموزش داده میشه که یه لایک میخواید بزنید هیچی ازتون کم نمیشه ، هیچ چی هم به من اضافه نمیشه :|
بعدش که لایک زدن رو یاد گرفتید و دانشجوهای خوبی شدید ، آخر ترم همتون رو میندازم ، تلافی اون پُست هایی که قبلا لایک نکردید :|خخخخخخخخخخخخخخخخ