550-بخندیم همینجوری دور همی :)
تو مراسم تحلیف همش دلهره داشتم محسن رضایی پاشه رو صورت روحانی اسید بپاشه
به مامانم میگم میخوام خودمو از پنجره پرت کنم پایین
میگه نــــــــــــه...
میگه نــــــــــــه...
فکر نکنی خوشم میاد واستون پست بذارماااااا
برای رضای خداست
.
.
.
.
روایت شده خنداندن یک معلول ذهنی از100تا حج رفتن با فضیلت تره...
مظفر دلستر ميخوره ميگه: من مست شدم!
ميگن اين مشروب نيست.
ميگه: ميخواستيد زودتر بگيد، من ديگه مست شدم!
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 19:43 توسط اَمیــــر
|