قبلنا توی هر خاندانی همه علاف بودن یه نفر دانشجو بود و همه کاره …
الان توی هر خاندانی همه دانشجو هستن و علاف و یه نفر دانشجو نیست و همه کاره !


باران باشد
تو باشی
یک خیابان بی انتها
من میرم خونه چون مریض میشم …
اصن من از آمپول میترسم !


آی بدم میاد دارم با کسی تلفنی حرف می زنم گوشی رو میده به یه بچه یه ساله !
میگه بیا با خاله/عمو حرف بزن !
آخه من دقیقا چه صحبتی باید بکنم با اون بچه ؟ .


بعضیا هم هستن که به هرکی میرسن میگن تو نیمه ی گمشده ی من هستی که دنبالت میگشتم …
خب لامصب مگه نیمه ی گمشده ی تو به چند قسمت مساوی تو جهان تقسیم شده که هر دفعه یکیشو پیدا میکنی ؟؟؟