64-بالاخره
امروز بالاخره تونستم نوک اتودی که دوستم سال سوم فرو کرده بود تو دستم رو درارم
.
.
.
.
.
.
خیلی بچه ی خرررررری بود...امیدوارم هنوز نتونسته باشه سر پرگارمو از تو باسنش دراره :))
،،،( یا رب )،،،
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻣﺎﺭﻭ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺑﻨﺪﻩ ﻫﺎﺕ ﻧﮑﻦ...!
میبینی ﮐﻪﻣﯿﺨﻮﺍﻥ ﯾﻪ ﻻﯾﮏ ﺑﺰﻧﻦ ﺯﻭﺭﺷﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ...!!! :)))))
مـــــــن باشــــــم تـــــــو باشــــــي
و يک ظـــــــــرف پـــــــر لواشک،
ديــــــــــگر اصلا" مــــــــهم نـــــــيست،
.
.
.
تــــــــو باشـــــــي يا نباشـــــــي :))
یارو از ماشين پيدا شد در رو براي زنش باز كرد!
زنش گفت : فدات شم بعضي از كارات خيلي رمانتيكه ^ـ^
یارو گفت :
زِر نرن بيا پائين در فقط از بيرون باز ميشه
=)))))))))
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 22:14 توسط اَمیــــر
|