715-ماجرای عروسی
یه بار تو عروسی زدم به بغلیم گفتم
حاجی اون پسره که داره وسط میرقصه قیافش خیلی بی ریخته :|
یارو گفت اونیکه تو میگی پسر نیست دخترمه !
منم که از خجالت آب شده بودم گفتم ببخشید من نمیدونستم شما پدرشی !!!
یارو گفت: مرتیکه من پدرش نیستم مادر شم :|
نگو رفتم تو زنونه نشستم خخخ
حاجی اون پسره که داره وسط میرقصه قیافش خیلی بی ریخته :|
یارو گفت اونیکه تو میگی پسر نیست دخترمه !
منم که از خجالت آب شده بودم گفتم ببخشید من نمیدونستم شما پدرشی !!!
یارو گفت: مرتیکه من پدرش نیستم مادر شم :|
نگو رفتم تو زنونه نشستم خخخ

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 15:10 توسط علـــی
|