896-استاتوس فیسبوکی جدید مهر92
تو دستشويي پارک بودم که ديدم يکي داره در ميزنه.
بعد از 10 ثانيه گفت: سلام چطوري؟
منم خجالت زده گفتم: خوبم مرسي!
گفت: چيکار مي کني؟
گفتم: آدم اينجا چيکار ميکنه؟
دوباره گفت: مي تونم الان بيام اونجا؟
.
.
عصباني شدم گفتم: نه هنوز خودم کار دارم.
يهو ديدم داره ميگه:
من بعدا بهت زنگ ميزنم الان يه ديونه اي تو دسشويي داره جواب سوالاي منو ميده :|
بعد از 10 ثانيه گفت: سلام چطوري؟
منم خجالت زده گفتم: خوبم مرسي!
گفت: چيکار مي کني؟
گفتم: آدم اينجا چيکار ميکنه؟
دوباره گفت: مي تونم الان بيام اونجا؟
.
.
عصباني شدم گفتم: نه هنوز خودم کار دارم.
يهو ديدم داره ميگه:
من بعدا بهت زنگ ميزنم الان يه ديونه اي تو دسشويي داره جواب سوالاي منو ميده :|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 18:13 توسط اَمیــــر
|